حضرت علی (ع) و حقوق متقابل امام و امت
حقوق متقابل امام و امت
در رابطه با حقوق متقابل امام و امت امام علي عليه السلام با مردم اينگونه خطاب كرده و مي فرمايد:اي مردم مرا بر شما حقي است و شما را نيز بر من حقي واجب شده است.
اما حق شما بر من آن است كه خيرخواه شما باشم و بيت المال را ميان شما عادلانه تقسيم كنم و شما را آموزش دهم تا بي سواد و نادان نباشيد و شما را تربيت كنم تا راه و رسم زندگي را بدانيد.
و اما حق من بر شما اين است كه در بيعت با من وفادار باشيد، و در آشكار و نهان برايم خيرخواهي كنيد و هرگاه شما را فراخواندم اجابت كنيد، و چون شما را فرمان دادم اطاعت كنيد
آن حضرت اين سخنراني را در آغاز پذيرش حكومت اسلام در سال 36 هجري ايراد فرموده است و در بخشي ديگر از اين خطبه مي فرمايد: پس مسلمان كسي است كه مسلمانان ديگر از زبان و دستش در امان باشند مگر آنجا كه حق باشد...
حضرت علی(ع) و حقوق پدر و مادر
حقوق متقابل پدر و مادر
آن امام بزرگوار در نهج البلاغه مي فرمايد:
همانا فرزند را به پدر، و پدر را به فرزند، حقي است.
حق پدر بر فرزند، اين است كه: پدرش را در تمام دستوراتش به غير از معصيت خدا اطاعت نمايد. و حق فرزند بر پدر اين است كه: نام نيكو براي او بگذارد، خوب تربيتش كند، و به او قرآن بياموزد. راستي اگر مسلمانان به اين دستورالعمل هاي سعادت آفرين اسلام كه از زبان امام معصوم تراوش كرده عمل كنند، و به حقوق هم احترام بگذارند، آيا جامعه ما بهتر از اين نخواهد بود؟
حقوق برادری
حضرت علی (ع) و حقوق برادري
آن حضرت در شناخت دقيق حقوق برادري مي فرمايد:
دوست، دوست نمي شود مگر آن كه حقوق برادرش را در سه جا محفوظ نگه دارد: در فقر و گرفتاري و در نبود او، و همچنين بعد از وفات او و منظور از نبود او يعني همينطور كه در حضورش از او دفاع مي كند در نبودش نيز از حقوق او دفاع نمايد.
رعايت حقوق و حدود دوستي
حضرت علی (ع) در مورد حق دوستی می فرماید:
مهرباني و گذشت هر چند بسيار عالي است اما بايد بدانيم كه در همه جا كاربرد ندارد بلكه در جايش ارزشمند است، همان طوري كه خشم و غضب نيز جايگاه خودش را دارد اگر در جايي كه نبايد اعمال شود به كار رود به قول معروف به جاي اينكه ابرو را درست كند چشم را كور مي نمايد سعدي مي گويد:
تواضع گرچه محبوب است و اجر بيكران دارد
نشايد كرد با هر كس كه هيبت را زيان دارد
به همين دليل حضرت امام علي عليه السلام بعد از آن رهنمود بسيار زيبا به فرزند ارجمندش، امام مجتبي(ع) در رعايت حقوق دوستان، براي اينكه حدود و مرز محبت ها را نسبت به برادران ديني و دوستان معين كند بلافاصله به دنبال آن سخنان، مي فرمايد: مبادا دستورات يادشده را با انسان هايي كه سزاوار آن نيستند انجام دهي، يا دوستي و گذشت را در غير موضعش به كارببري... تا آنجا كه فرمود: با آن كس كه با تو درشتي كرده تو به نرمي رفتار كن كه اميد است به زودي در برابر تو نرم شود.
حضرت علی (ع)و احترام به حقوق مردم
حضرت اميرالمؤمنين علي عليه السلام پس از اينكه در سال 36 هجري حكومت اسلام را به دست گرفت در نهج البلاغه آمده است كه آن حضرت به مأمور جمع آوري ماليات در مورد مراعات حقوق مردم اينگونه سفارش فرموده است: در مسير راه هيچ مسلماني را نترسان يا با زور و قلدري از زمين او عبور نكن. و افزون تر از حقوق الهي از او مگير، و هرگاه به قبيله اي رسيدي در كنار آبشان فرود آي و وارد خانه كسي از آنها مشو... تا آنجا كه فرمود: پس به آنها سلام كن، و در سلام و مهرباني كوتاهي نكن سپس مي گويي: اي بندگان خدا مرا ولي خدا و جانشين او به سوي شما فرستاده، تا حق خدا را كه در اموال شما است تحويل گيرم، آيا در اموال شما حقي است كه به نماينده او بپردازيد؟
اگر كسي گفت: نه، ديگر به او مراجعه نكن، و اگر كسي پاسخ داد آري، همراهش برو بدون اينكه او را بترساني، يا تهديد كني،... تا آنجا كه فرمود:و اگر داراي گوسفندي يا شتر بود، بدون اجازه اش داخل مشو كه اكثر اموال از آن او است، آنگاه كه داخل شدي مانند اشخاص سلطه گر و سخت گير رفتار مكن. در كجاي دنيا سراغ داريد كه زمامداري در اوج قدرت، نسبت به مردم اينگونه سفارش كند
حق الناس
حضرت علي«ع» در اهميت حقوق مردم مي فرمايد:
سوگند به خدا اگر تمام شب را بر روي خارهاي سعدان (خار سه شعبه و گزنده) به سر ببرم و يا با غل و زنجير به اين سو و آن سو كشيده شوم، خوش تر دارم تا خدا و پيامبرش را در روز قيامت، در حالي ملاقات كنم كه به بعضي از بندگان خدا ستم نموده، و به ناحق چيزي از اموال عمومي را غصب كرده باشم
اين سخنان گهربار، به مسئولين جوامع اسلامي و امت اسلام براي هميشه هشدار نمي دهد؟ بسيارند كساني كه ادعاي دينداري مي كنند ولي بي ميل نيستند كه از راه هاي نامشروع و تعدي به حقوق اين و آن به مطلوب خود دست يابند چنانچه بعضي از اين افراد، به آن امام بزرگوار پيشنهاد مي كردند حال كه حكومت اسلامي به دست شما رسيده است چه اشكال دارد كه از هر راهي به اهداف خود دست يابيد؟! ولي آن حضرت در جواب آنها اينطور مي فرمايد: آيا به من دستور مي دهيد كه براي پيروي از جور و ستم و رفتار ناحق درباره امت اسلامي كه برآنها ولايت دارم استفاده كنم؟ به خدا قسم تا عمر دارم و تا شب و روز از پي هم مي آيند و ستارگان يكي پس از ديگري طلوع و غروب مي كنند هرگز چنين كاري نخواهم كرد.ترجمه ی نامه پنجاه و سه نهج البلاغه

سپس خدا را ! خدا را! در خصوص طبقات محروم جامعه که هیچ چاره ای ندارند و عبارتند از زمین گیران , نیازمندان , گرفتاران و دردمندان. همانا در این طبقه ی محروم گروهی خویشتن داری کرده و گروهی به گدایی دست نیاز برمی دارند، پس برای خدا پاسدار حقی باش که خداوند برای این طبقه معین فرموده است. بخشی از بیت المال و بخشی از غله های زمین های غنیمتی اسلام را در هر شهری به طبقات پایین اختصاص ده زیرا برای دورترین مسلمانان همانند نزدیک ترین آنان سهمی مساوی وجود دارد و تو مسوول رعایت آن می باشی.
ترجمه ی نامه سی و یک نهج البلاغه
چون برادرت از تو جدا گردد تو پیوند دوستی را برقرار کن اگر روی برگرداند تو مهربانی کن و چون بخل ورزد تو بخشنده باش هنگامی که دوری می گزیند تو نزدیک شو و چون سخت میگیرد تو آسان گیر و به هنگام گناهش عذر او را بپذیر چنان که گویا بنده او می باشی او صاحب نعمت تو است مبادا دستورات یاد شده را با غیر دوستانت انجام دهی یا با انسان هایی که سزاوار آن نیستند بجا آوری دشمن دوست خود را دوست مگیر تا با دوست دشمنی نکنی . در پند دادن دوست بکوش خوب باشد یا بد و خشم را فرو خور که من جرعهای شیرین تر از آن ننوشیدم و پایانی گواراتر از آن ندیده ام.
با ان کس که با تو درشتی کرده نرم باش که امید است به زودی در برابر تو نرم شود با دشمن خود با بخشش رفتار کن زیرا سرانجام شیرین دو پیروزی است ((انتقام گرفتن یا بخشیدن)). اگر خواستی از برادرت جدا شوی جایی برای دوستی باقی گذار تا اگر روزی خواست به سوی تو بازگردد بتواند. کسی که به تو گمان نیک برد او را تصدیق کن و هرگز حق برادرت را به اعتماد دوستی ای که با او داری ضایع نکن زیرا آن کس که حقش را ضایع می کنی با تو برادر نخواهد بود. و افراد خانواده ات بدبخت ترین مردم نسبت به تو نباشند و به کسی که به تو علاقه ای ندارد دل مبند مبادا برادرت برای قطع پیوند دوستی دلیلی محکم تر از برقراری پیوند با تو داشته باشد و یا در بدی کردن بهانه ای قوی تر از نیکی کردن به تو بیاورد ستمکاری کسی که بر تو ستم می کند در دیده ات بزرگ جلوه نکند چه او به زیان خود و سود تو کوشش دارد و سزای آن کس که تو را شاد میکند بدی کردن نیست.
نظام قضايى امير مومنان(ع)
انواع جرايم و جنايات
جناياتى كه معمولاً در اجتماع رخ مىدهد، جزء يكى از هفت نوع تجاوزى است كه اسلام براى آنها كيفر مقرر كرده است:
۱. تجاوز به عقيده و مكتب، مانند ارتداد و توهين به مقدسات.
۲. تجاوز به جان، مانند قتل و ضرب و جرح.
۳. تجاوز به مال، مانند دزدى.
۴. تجاوز به آبرو و حيثيت، مانند تهمت و افترا (قذف).
۵. تجاوز به ناموس، مانند زنا و لواط.
۶. تجاوز به امنيت، مانند ايجاد وحشت يا حمله مسلحانه (محارب).
۷. تجاوز به حقوق جامعه، مانند اشاعه فحشا و گناه.
روانشناسی مدعیان دروغین قضاوت
در میان مردم به نام قاضی به داوری می نشینند و حل مشکلات دیگری را بر عهده میگیرد پس اگر مشکلی پیش آید با حرف های پوچ و تو خالی و رای و نظر دروغین آماده ی رفع آن می شوند.
سپس اظهارات پوچ خود را باور می کند. عنکبوتی را می ماند که در شبهات و بافته های تار خود چسبیده نمی داند که درست حکم کرده یا بر خطاست؟ اگر بر صواب باشد می ترسد که خطا کرده و اگر بر خطاست امید دارد که رای او درست باشد!..
نادانی است که راه جهالت را می پوید کوری است که در تاریکی گمشده ی خود را می جوید از روی علم و یقین سخن نمی گوید روایات را بدون آگاهی نقل می کند چون تند بادی که گیاهان خشک را بر باد دهد روایات را زیر و رو می کند که بی حاصل است.
به خدا سوگند نه راه صدور حکم مشکلات را می داند و نه برای منصب قضاوت اهلیت دارد ! آنچه را که نپذیرد علم به حساب نمی آورد و جز راه و رسم خویش مذهبی را حق نمی داند.
اگر حکمی را نداند آن را می پوشاند تا نادانی او آشکار نشود خون بی گناهان از حکم ظالمانه ی او در جوشش و فریاد میراث بر باد رفتگان بلند است . به خدا شکایت می کنم از مردمی که در جهالت زندگی می کنند و با گمراهی می میرند. در میان آنها کالایی خوارتر از قرآن نیست اگر آن را آن گونه که باید بخوانند و متاعی سود آورتر و گران بهاتر از قرآن نیست اگر آن را تحریف کنند و در نزد آنان چیزی زشت تر از معروف و نیکوتر از منکر نمی باشد.
زیباترین قوانین کشورداری
نامه حضرت علی به مالک اشتر
نامه حضرت علی(ع) به مالک اشتر یکی از زیباترین متونی است که در رابطه با آئین و احکام کشورداری در طول تاریخ بشریت نگاشته شده است. این فرمان از چهارده قرن پیش تا کنون، به صورت یک منشور جاودانه و انسانی در تاریخ و فرهنگ اسلامی باقی مانده است. مخاطب نامه حضرت، تنها مالک اشتر نیست بلکه تمام انسان ها، در تمام مکان ها و زمان ها مخاطب آن هستند. احکام و قوانین این نامه همچون آفتابی عالمتاب بر تمام آفاق شرق تا غرب، نور و گرما بخشیده است
سخن حضرت علي(ع)
حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام؛
بدانید که من با دو شخص می ستیزم:
آنکه چیزی را خواهد که حق آن را ندارد، و آنکه حقی را که بر گردن اوست نگزارد.
نهج البلاغه، خطبهء ۱۷۳ حضرت علي (ع)
عدل بر چهار شعبه است:
بر فهمی ژرف نگرنده، دانشی پی به حقیقت برنده، نیکو داوری فرمودن، در بردباری استوار بودن.
پس آنکه فهمید به ژرفای دانش رسید و از آبشخور شریعت سیراب گردید، و آن که بردبار بود تقصیر نکرد و میان مردم با نیکنامی زندگی نمود
از امام علی (ع) پرسیدند کدام یک از دادگری یا بخشش برتر است؟
آنحضرت علیه السلام ( در برتری عدل از جود) فرمود: دادگری چیزها را به جای خود مینهد، و بخشش آنها را از جای خود بیرون مینماید ( زیرا جود زیادت بر استحقاق می بخشد) و عدل نگهدارنده همگان است و جود فقط بکسی بهره میدهد که باو بخشش شده پس عدل شریفتر و برتر میباشد
نامه حضرت علي (ع) به مالك اشتر ((قسمت دوم))
در سيماي قضاوت ((قسمت دوم ))
در كشف امور از همه شكيباتر و پس از آشكار شدن حقيقت در فصل خصومت از همه برنده تر باشد كسي كه ستايش فراوان او را فريب ندهد و چرب زباني او را منحرف نسازد وچنين كساني بسيار اندكند.
پس از انتخاب قاضي هر چه بيشتر در قضاوت ها ي او بينديش و آنقدر به او ببخش كه نيازهاي او برطرف گردد و به مردم نيازمند نباشد و از نظر مقام و منزلت آنقدر او را گرامي بدار كه نزديكان تو به نفوذ در او طمع نكنند تا از توطئه آنان در نزد تو در امان باشد. در دستوراتي كه دادم نيك بنگر كه همانا اين دين در دست بدكاران اسير گشته بود كه با نام دين به هواپرستي پرداخته و دنياي خود را به دست مي آورند.
نامه حضرت علي (ع) به مالك اشتر
در سيماي قضاوت ((قسمت اول))
پس از ميان مردم برترين فرد نزد خود را براي قضاوت انتخاب كن كساني كه مراجعه ي فراوان آنها را به ستوه نياورد وبرخورد مخالفان با يكديگر او را خشمناك نسازد در اشتباهاتش پافشاري نكند وبازگشت به حق پس از آگاهي براي او دشوار نباشد طمع را از دل ريشه كن كند و در شناخت مطالب با تحقيقي اندك رضايت ندهد و در شبهات از همه با احتياط تر عمل كند و در يافتن دليل اصرار او از همه بيشتر باشد و در مراجعه ي پپاپي شاكيان خسته نشود.
علی، علیهالسلام، در محضر قاضی:
عدالتخواهی حضرت علی(ع)
شاكی شكایت خود را به خلیفة وقت، عمربنالخطاب، تسلیم كرد. طرفین دعوا باید حاضر شوند و دعوا طرح شود. كسی كه از او شكایت شده امیرالمؤمنین علیبن ابیطالب، علیهالسلام، بود. عمر هر دو طرف را خواست و خود در مسند قضا نشست. طبق دستور اسلامی، دو طرف دعوا باید پهلوی یكدیگر بنشینند و اصل تساوی در دادگاه رعایت شود. خلیفه مُدّعی را به نام خواند، و امر كرد روبروی قاضی بایستد. بعد رو كرد به علی و گفت: «یا اباالحسن پهلوی مُدّعی خودت قرار بگیر.» با شنیدن این جمله، چهرة علی درهم رفت و آثار ناراحتی در قیافهاش پیدا شد. خلیفه گفت: «تمایلی به ایستادن در كنار شاكی خود نداری؟»
فرمود: «ناراحتی من از این نبود كه باید كنار شاكی خود بایستم، برعكس؛ ناراحتی من از این بود كه تو كاملاً عدالت را مراعات نكردی، زیرا مرا با احترام نام بردی و گفتی: «یا اباالحسن»، اما طرف مرا به همان نام عادی خواندی. علّت تأثر و ناراحتی من این بود.»